عــــاشـــقانــــه |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, :: 11:43 :: نويسنده : رویایی با تو بودن
غربت خودم را احساس می كنم غربتی در این دنیای غریب شكوه شكفتن در من پژمرده هیجان صدا در من شكسته بغض در گلوگاه دقایقم خفه شده و اشك ها یكی پس از دیگری بر گونه آرزوهایم می چكد آری ، آغاز دوباره زیست و هزاران بار مردن یعنی این یعنی پا نهادن در جاده بی انتهای هیچ یعنی گم شدن در پستویی از تنهایی یعنی در گور گناهانت خشكیدن یعنی انگشتانت را در چرخ شعرهایت له كردن من فرق سپیده و شامگاه را نمی دانم برای من همیشه همه چیز سیاه است و شاید در اوج شادی هایم خاكستری رنگ شود چهره هیچ كس را به یاد نمی آورم كسی برایم به یاد ماندنی نیست پرواز برایم ممكن نیست چرا كه نه فرشته ام ٬ نه پرنده من انسانم ، انسانی از جنس خاك ![]() پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, :: 11:41 :: نويسنده : رویایی با تو بودن
هرچه هست، جز تقدیری که مَنَش میشناسم، نیست! ![]() پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, :: 11:40 :: نويسنده : رویایی با تو بودن
دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده اینقدر دورم ز تو که دنیا فراموشم شده دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده
آینده ی این خونه رو با شمع روشن میکنم هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم آینده ی این خونه رو با شمع روشن میکنم در حسرت فردای تو تقویمو پر می کنم هر روز این تنهایی رو فردا تصور میکنم هم سنگ این روزای من تنها شبم تاریک نیست اینجا به جز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم آینده ی این خونه رو با شمع روشن میکنم هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم آینده ی این خونه رو با شمع روشن میکنم دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده تنها مدا را می کنیم دنیا عجب جایی شده ![]() پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, :: 11:40 :: نويسنده : رویایی با تو بودن
ماه که بالا می آید تو نوشته می شوی، با تمامِ بودنت : که پیشانی ات ماه بود چشم هایت، خورشید خنده هایت، چکاوک نارنج زار. ماه که می رود آفتاب شود باد میآید کاغذهایم را ... تو را با خود می برد می شود ماه را با دست هایت نگه داری، غروب نکند؟ می خواهم درها و پنجــره ها را چفت کنم و تــو را برای همیشــه بنویسم ![]() پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, :: 11:38 :: نويسنده : رویایی با تو بودن
پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, :: 11:38 :: نويسنده : رویایی با تو بودن
بعضی از آدم ها انقدر نگاهشان چشم هایشان دست هایشان مهربان است ..كه دلت میخواهد یكبار در حقشان بدی كنی و نامهربانی و ببینی نگاهشان،چشم هایشان،دست هایشان وقتی نامهربان میشود چگونه است در نهایت حیرت تو میبنی مهربان تر میشوند انگار بدیت را با خوبی نامهربانی ات را با مهربانی پاسخ میدهند چقدر دلم تنگ است برای دیدن چنین ادم مهربانی![]() پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, :: 11:37 :: نويسنده : رویایی با تو بودن
پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, :: 11:36 :: نويسنده : رویایی با تو بودن
پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, :: 11:36 :: نويسنده : رویایی با تو بودن
پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, :: 11:35 :: نويسنده : رویایی با تو بودن
پنج شنبه 23 آذر 1391برچسب:, :: 11:34 :: نويسنده : رویایی با تو بودن
درباره وبلاگ ![]() یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم،چون خرد میشه،میشکنه،و آهسته میمیره ...یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا،کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره...یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم ...یادمون باشه هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره ...یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت چون زندگیش رو ازش میگیریم ... یادمون باشه هر موقع خواستیم از کسی جدا بشیم بهترین راه اینه که بهش بگی برای همیشه خدانگهدار،شاید طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشکنه ولی بهتر از اینه که منتظر بمونه موضوعات آخرین مطالب پیوندهای روزانه پيوندها
لینک کنید و به من خبر بدین منتظرتون هستم عاشقانه بی بهونه ![]() نويسندگان
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |